ه‍.ش. ۱۳۸۲ مهر ۶, یکشنبه

ه‍.ش. ۱۳۸۲ مهر ۲, چهارشنبه


عکس فوق متعلق است به "سيد امير موسوی" مشهور به (سوفيست)، که در سحرگاه یک روزِ معمولی در اثر اشتباه باری‌تعالی متولد گشته است. اين مولود ناخواسته، مدت بیست و چند سال است که خودش را گم کرده و هر چه بدنبال خود می‌گردد، بيش‌تر خودش را گم می‌کند!!! او معتقد است که تازه وقتی خودش را پيدا کند، بيش‌تر حس می‌کند که گمشده است. "من" او گم شده است و هنگامی که پيدا شود، او تازه با خود خواهد گفت که: "من گم شده ام." از کسانی که می‌توانند برای پيدا شدن "فرديت" او کمکی کنند و برای "گم‌گشتگی" پس از آن نيز راه حلی دارند، تقاضا می‌شود که نظرات خود را ارسال کرده و "هيچ‌کس" را از سرگردانی نجات دهند!

ه‍.ش. ۱۳۸۲ شهریور ۲۸, جمعه

علم خدا و اختیار انسان

جمعه، 28 شهريور، 1382

آيا "علم مطلق" خداوند با "اختيار" انسان سازگاری دارد؟
جواب اين پرسش را اکثرا چنين داده‌اند: «اگر خداوند می‌داند که شما آزادانه عملی را انجام خواهيد داد، در اينصورت خداوند می‌داند که شما آزادانه کاری را انجام خواهيد داد و می‌داند که می‌توانستيد از آن سرباز زنيد. لذا آن عمل، در اثر علم سابق خداوند ضروری نمی‌شود.»
اما به قول "چارلز تاليافرو" (Charls Taliaferro) ـ فيلسوف دين ـ معاصر: «اگر خداوند می‌داند که شما آزادانه عمل A را انجام خواهيد داد، آنگاه صادق است که شما واقعا A را انجام خواهيد داد. اما اگر آزاد هستيد، آيا در انجام ندادن A آزاد خواهيد بود؟ با در نظر گرفتن اينکه از پيش معلوم است A را انجام خواهيد داد، به‌نظر می‌رسد که در انجام A مجبور باشيد... اگر خدا می‌داند که شما آزادانه A را انجام خواهيد داد، آنگاه به‌نظر می‌رسد که بايد اکنون امری واقعی ناظر به آنچه انجام خواهيد داد و انجام نخواهيد داد، در کار باشد، و به اين دليل، انجام آزادانه A از جانب شما به يک معنا تغييرناپذير است.»
فرض کنيد که خداوند از پيش می‌داند که شما آزادانه وبلاگ من را خواهيد خواند. يا فرض کنيد خداوند به شما می‌گويد که چه چيزی را آزادانه انجام خواهيد داد. در چنين اوضاع و احوالی، که هم شما و هم خداوند به آنچه شما آزادانه ( از روی اختيار ) انجام خواهيد داد، عالم هستيد، آيا کمی غيرمعقول نيست که معتقد باشيم جبری در کار نيست؟!!!
يعنی در اين فرض، آيا شما می‌توانيد به‌گونه‌ای ديگر عمل کنيد؟

ه‍.ش. ۱۳۸۲ شهریور ۲۲, شنبه

نقد جواد طباطبایی از اندیشه و عملکرد شریعتی

شنبه، 22 شهريور، 1382

سيد جواد طباطبائی در مصاحبه با BBC نظرات مهمی درباره "علی شريعتی" ابراز کرده است:
«آدم‌هائی مثل شريعتی و آل احمد، با ساده کردن مطالب و عوام‌پسند کردن آنها و انتقادهای بی‌ربطی که بر مبنای بدفهمی‌ها و نفهميدن‌های خودشان از غرب کردند، توانستند [اذهان] بخشی از جامعه و خصوصا جوانان را به خود جلب کنند.»
در واقع، روشنفکران دهه چهل و پنجاه چيزی جز "غرب‌ستيزی" برای جامعه ايران به يادگار نگذاشتند. حرکت نامبارکی که آثار و رسوبات سوء آن را هنوز هم در ميان بخشی از جامعه ما می‌توان ديد. دکتر طباطبائی همچنين گفته:
«البته او در تخريب نظام سابق، بسيج جوانان و دانشجويان نقش عمده‌ای داشت. اما ارزيابی من درباره او باز هم منفی است. به اين اعتبار که، کسانی که از مکتب او بيرون آمدند، می‌توانستند آدم‌های مخرب خوبی باشند، يعنی می‌توانستند يک نظام اجتماعی ـ سياسی را بهم بريزند و در تخريب آن نقش مهمی را ايفاء کنند، ولی هيچ چيز ملموس و مشخصی به اينها آموزش داده نشده بود، که در ضمن "چه بايد کرد؟". اينکه ما نظامی را از بين ببريم، يک مساله است. ولی اينکه چه چيزی می‌توانيم جايگزين آن کنيم، مساله مهم‌تری است.»
به‌همين دليل، نسلی که تحت تاثير آنها شکل گرفت، مجموعه آدم‌هائی بودند که کمتر می‌انديشيدند و بيش‌تر بدنبال کار سياسی بودند [و در واقع دچار سياست‌زدگی بودند] تا تفکر در شناخت مشکل اساسی ايران و "تلاش نظری" جهت ارائه راه حل آن. کسانی که بيشتر "عمل‌گرا" بودند، آنهم از نوعی که در مبانی نظری خود دچار ضعف، التقاط و عدم مرزبندی صحيح ميان جهان‌بينی‌های مختلف بودند. از ديدگاه طباطبائی، شريعتی هرگز نتوانست به "اصلاح دينی" کمکی کند. او بجای "دين‌پيرائی" و اصلاح درونی دين، با ايدئولوژيک کردن دين، دينی "بزک کرده" در هيأت مارکسيسم و اگزيستانسياليزم تحويل جامعه داد.

ه‍.ش. ۱۳۸۲ شهریور ۲۱, جمعه

جمعه، 21 شهريور، 1382

هر وقت خواستی "زندگی" کنی، بيا پيش خودم تا کارهای اداری و مراحل قانونی رو برات رديف کنم. اگر پارتی نداشته باشی، به اين راحتی نمی‌تونی جواز "زيستن" بگيريا !

ه‍.ش. ۱۳۸۲ شهریور ۲۰, پنجشنبه

پنجشنبه، 20 شهريور، 1382

بهش فکر نکن و اساسا "فکر" نکن. چون ممکنه پشيمون بشی، آرامشت رو از دست بدی و ميان هوا و زمين، معلق بمونی. اونوقت حسرت بخوری به زندگی پر از حماقتی که داشتی!!!

ه‍.ش. ۱۳۸۲ شهریور ۱۹, چهارشنبه

چهارشنبه، 19 شهريور، 1382

منطق غالب ما ايرانيان: اون ديوونه رو می‌بينی؟ همونی که مثل من فکر نمی‌کنه رو می‌گم!!!

ه‍.ش. ۱۳۸۲ شهریور ۱۶, یکشنبه

يكشنبه، 16 شهريور، 1382

هر چه در طول تاريخ، بيش‌تر به نقد "دين" پرداخته شود، ارزش و اهميت کار "اصحاب دائرة‌المعارف" فرانسه (و اعضاء شاخصی چون "ولتر") بيش‌تر شناخته خواهد شد.

ه‍.ش. ۱۳۸۲ شهریور ۱۴, جمعه

در نقد تاریخ‌نگاری افسانه‌ای

جمعه، 14 شهريور، 1382

به اين می‌گن؛ "تاريخ‌نگاری اسطوره‌ای" ( يا بهتر بگم: افسانه‌ای ) که با هيچ منطق علمی و قانون طبيعی سازگاری ندارد:

«در حديث معتبر از حضرت صادق عليه‌السلام منقولست که چون حضرت رسول صلی الله عليه و آله متولد شد، چند روز گذشت که از برای آن حضرت، شيری بهم نرسيد که تناول نمايد. پس ابوطالب آن حضرت را بر پستان خود می‌انداخت و حق‌تعالی در آن شيری فرستاد و چند روز از آن شير تناول نمود. تا آنکه ابوطالب حليمه سعديه را بهم رسانيد و حضرت را باو تسليم کرد.»
منتهی‌الآمال، صفحه ۲۵، فصل سيم

آخه! يکی نيست بگه اگر از پستان ابوطالب شير می‌آمده، ديگه چرا پيامبر را به حليمه سپردند؟!
خب! حق‌تعالی همچنان شير را در پستان عموی محمد (ص) می‌فرستاد، تا او بزرگ شود ؟!!

ه‍.ش. ۱۳۸۲ شهریور ۱۳, پنجشنبه