‏نمایش پست‌ها با برچسب سوریه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سوریه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۷, چهارشنبه

ملکیان، سوریه، فلسفه اخلاق

یک خوبی مصطفی ملکیان این است که خیال ما را از سودمندی هر نوع فکر انتزاعی چه در وادی دین یا سیاست یا اخلاق راحت می‌کند. ملکیان خودش تجسم عینی ناکارامدی کلی‌گویی‌های فلسفی برای حل بحران‌های دنیای واقعی است. او اگر به‌قول خودش در پی کاستی گرفتن این ظلمات و تاریکی حاکم بر کشورمان بود، در این شش سال حداقل یک‌بار ضد جنایت علنی جمهوری اسلامی علیه بشریت و در خاک یک کشور دیگر موضع می‌گرفت. در زندان صیدیانا هزاران آدم را با همکاری «ایران» به قتل رسانده‌اند و دارند به کوره‌های آدم‌سوزی می‌فرستند. بعد روشنفکر معنوی ما با ژست حکیم افلاطون می‌نشیند روبروی دوربین و از «وظیفه‌ی اخلاقی» برای رای دادن به دولتی می‌گوید که نه دولتمردانش کاری جز پشتیبانی از قاسم تروریست کرده‌اند و نه خود این روشنفکر وظیفه‌ای اخلاقی برای خودش دیده که ضد این تبهکاری تاریخی دم بر بیاورد. بله حضرت استاد! تاریکی اگر بی‌کران هم باشد باز با افروختن یک شمع کاستی می‌گیرد. ولی شما هیچ شمعی برنیفروخته‌اید. خواهش می‌کنم به خودتان و مخاطبان بخت‌برگشته‌ی تشنه‌ی معنویت‌تان دروغ نگویید!

پس‌نوشت نخست:
سوریه به ما مربوط است عزیزان! سوریه به این انتخابات ربط دارد. جلایی‌پور جونیور و دیگر شعب تازه‌نفس جمهوری اسلامی در خارج از کشور اگر ذره‌ای در ادعای اصلاح صداقت داشتند می‌توانستند حمایت از حسن روحانی را با محکومیت جنایت در سوریه همزمان پیش ببرند و از دولت کنونی بخواهند که به پشتیبانی از بشار اسد پایان دهد. این حتماً مطالبه‌ای مهم‌تر از رفع حصر سه آدم است. آن سو نیم میلیون نفر کشته شده‌اند و ما هم بی‌آبرو شده‌ایم.

پس‌نوشت دوم:
جمهوری اسلامی مفاهیم زیادی از زیست ایرانی را بی‌معنا کرد. امثال مصطفی ملکیان هم با این کنش‌های سخیف و سطحی، فلسفه‌ی اخلاق را در ایران از معنا تهی کردند.

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۶, شنبه

دالتون‌ها و سوریه



افتخاری دیگر برای ایرانیان، دست‌پخت نظام مقدس جمهوری اسلامی که بر تارک جبین تشیع ایرانی تا همیشه خواهد درخشید. در مناظرات این شش کوتوله تنها چیزی که مهم نیست جان صدها هزار سوری و آبروی ریخته‌ی ما منفعلان صندوقی و غیرصندوقی است. همگی پاینده باشیم!

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۴, پنجشنبه

کرباسچی، سوریه و انتخابات

شش سال بیش‌تر است که سوریه در آتش و خون غرق است آنوقت غلامحسین کرباسچی تازه از خواب بیدار شده و یادش آمده که ضمن پشتیبانی از تقویت شیعیان در کشورهای همسایه، تنها به شیوه‌ی این مقوی‌سازی اعتراض کند. خب شمایی که ذوق می‌کنی از خودت نمی‌پرسی اگر در این سخنان ذره‌ای راست‌منشی بود چرا دم انتخابات بر زبان آورده می‌شود؟ از خودت نمی‌پرسی که نخستین متهم این سخنان خود حسن روحانی است که در مقام رئیس‌جمهور تمام‌قد از دخالت جنایتکارانه‌ی رژیم اسلامی در بحران سوریه حمایت کرده است؟ اصلاح‌طلبان روی وقاحت را سپید کرده‌اند و حتی مدعی چیزی می‌شوند که خودشان مقصر آنند. من به علی خامنه‌ای حق می‌دهم که به این جماعت تنها آب‌باریکه‌ای از تصدی‌های رده‌ی چندم دولتی را عطا کند و صرفاً برای گرم کردن تنور انتخابات از آنان استفاده‌ی ابزاری کند (نقشی که خودشان هم صمیمانه آنرا با حرص و ولع پذیرفته‌اند). اگر شما هم لَختی بیندیشید می‌بینید که به چنین آدم‌های متلون و بی‌پرنسیپی نمی‌توانید اعتماد کنید. اینان در تمام این سال‌ها حامی سیاست منطقه‌ای حاکمیت بوده‌اند و ناگهان به‌نحو موقتی جامه‌ی منتقد به تن می‌کنند. برای همین است که هم اعتماد مردم را از دست می‌دهند و هم اعتماد خامنه‌ای را و از هر دو جا رانده می‌شوند.

۱۳۹۶ فروردین ۲۳, چهارشنبه

اکنون سوریه و آینده ما



جمهوری اسلامی (یعنی همین حسن روحانی و محمد خاتمی و کسانی که به‌قول سعید برزین «آبرو» برای ما خریده‌اند یا بهتر بگویم آبروی ما را برده‌اند)، «ملت ایران» را به‌همان معنایی به‌کار می‌برند که «ملت سوریه» را. بنابراین، پس‌فردا که یک خیزشی در ایران به‌پا شود و همین تدارکاتچی‌های قدیم و جدید از بمباران شهرهای کشور و کشتار ایرانیان پشتیبانی کنند (یا در بهترین حالت بر دهان مبارک قفل بزنند و لال شوند) و آنوقت خدای‌نکرده شیطان بزرگ ناپرهیزی کند و یک خدنگی به یکی از لانه‌های سپاه بیندازد، هیچ تعجب نکنید که پوتین و اسد در گفتگوی تلفنی از جنایت آمریکا علیه «ملت ایران» ابراز انزجار کنند و به‌روی مبارک هم نیاورند که ملت ایران دارد به‌دست دولت‌ش سلاخی می‌شود. روز امروز سوریه می‌تواند فردای ناپیدای خودمان باشد. اگر عینک چپی-اسلامی را از دیدگان برداریم، صورت مسئله روشن است و «حقوق بین‌الملل» هم دستاویز قصابی قریب نیم میلیون انسان بی‌گناه نمی‌شود.

۱۳۹۶ فروردین ۲۰, یکشنبه

پاسدار مسعود بهنود




استاد مسعود بهنود، دو روز پیش:
آمادگی فوری و موشک‌باران سوریه نشان می‌دهد شیمیایی ادلب از کجا آمده بود. ترامپ اوباماکر را نتوانست حذف کند اما نقشه‌ی صلح سوریه را هدف گرفت.

سرلشگر پاسدار محمد باقری در گفتگو با هم‌تای سوری خود، امروز:
حادثه هولناک شیمیایی خان شیخون، حادثه‌ای مشکوک و توطئه ضد دولت و ملت سوریه بوده است. حمله موشکی آمریکا به سوریه برای روحیه دادن به تروریست‌هاست.

۱۳۹۵ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

اسرائیل، ایران و سوریه

لطفاً مقایسه کنید با جمهوری اسلامی که هم دست‌هایش تا آرنج در خون سوری‌هاست و هم جامعه‌ی مدنی و نخبگان کشورمان در برابر این تبهکاری منطقه‌ای یا خاموش ماندند یا پشتیبانی کردند. بعد حتی یک سوری محض نمایش نوع‌پوستی هم به آن مرز پرگهر راه ندارد. تازه کارنامه‌ی ما در برخورد با اتباع دیگر مگر چقدر درخشان است؟ مضحک‌تر از همه ژست‌های ضداسرائیلی همین هنرمندان تباه و روشنفکران سروته ماست. عجالتاً اخلاق و معنویت و انسانیت را از همین اسرائیل بیاموزید تا بعد!
***
"Israel and Syria have technically been at war since the Jewish state was created in 1948. The offering of asylum to citizens of a country with which Israel has no diplomatic relations is thought to be a first."

۱۳۹۵ بهمن ۲, شنبه

Dear Donald Trump: A letter from a Syrian refugee


"We are weak. And we wanted the international community's support." Dear Intellectuals, Please accept the weakness of human beings and respect it, instead of praising the unreal and delusive power of people! That's why we established United Nations.

۱۳۹۵ آبان ۸, شنبه

سوریه و اپوزیسیون رژيم اسلامی


این میان مقاله‌ی درخشان حامد هاشمی را با عنوان «سوریه؛ میراث شوم» نباید از دست داد. برای اینکه بدانید اوضاع چقدر وخیم است به سخنان آقای جواد خام در برنامه‌ی «این هفته» شبکه‌ی من و تو گوش بسپارید که ناباورانه از جنگ نیابتی جمهوری اسلامی در سوریه ذیل عنوان «تامین امنیت، حفاظت از ایران و تمامیت ارضی» پشتیبانی می‌کند (از دقیقه‌ی ۳۲:۱۳ به بعد). یعنی شما می‌توانید کنشگری سیاسی را از عضویت در کابینه‌ی شاپور بختیار بیاغازید و به تایید مدافعانِ حرم ختم کنید. تاسف کم‌ترین چیزی است که می‌توان درباره‌ی این سخنان آنهم از یک نیروی اپوزیسیون رژیم اسلامی داشت! بخوانید خطوط حامد را تا بدانید مرده‌ریگ انقلاب اسلامی و سکوت ما چه آبرویی از ملت ایران و کورُش بزرگ و کل تاریخ این سرزمین بُرده است.

۱۳۹۵ مهر ۱۶, جمعه

«به‌نظر من»

باید جایی ایستاد و از آنجا جهان را سنجید. امکان تغییر منظر همیشه وجود دارد و همواره باید آنرا ممکن دانست و برای‌ش پذیرا بود. اما نخست و پیش از هر چیز باید یک جای‌گاه داشت برای سنجش خوب از بد و درست از نادرست. این جای‌گاه در عین اینکه بن‌مایه‌های عینی و بیرونی و همگانی دارد همهنگام بسیار ذهنی و درونی و شخصی است. از دست دادن این زمین یعنی خالی شدن زیر پا و سقوطِ بی‌بروبرگرد. بدون یک منظر و دیدگاهِ قوام‌یافته‌ی فردی هیچ چیزی جز جنون و بی‌موضعی در انتظارمان نیست. «نسبیت» بزرگ‌ترین دوست و همزمان بزرگ‌ترین دشمن ماست.

Syria II


Shame on the whole world to just watch the bloodshed in Syria and let the Assad regime to continue this horrible slaughter.