ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۲۰, چهارشنبه

بدون عنوان

کمی طول می‌کشد که مُرده باورش بشود همه چیز تمام شده است. حالا حکایت وبلاگ‌هاست که شبکه‌های اجتماعی مانند قوم تاتار خاک وبلاگستان را به توبره کشیدند و حتی خرابه‌های‌ش هم دیگر مَعبر هیچ رهگذر یا تنابنده‌ای نمی‌شود. اصلاً نوشتن همین چند خط هم به‌شدت حس غریبی دارد. به‌هرحال برای آنکه کسانی که اینجا را در این سالیان می‌خواندند بتوانند نویسنده‌اش را در جاهای دیگر پیگیری کنند (که حتماً باعث افتخار من خواهد بود!) و چون انگار کسی به آن پیوندهای ستون سمت راست چندان توجهی نمی‌کند، در ادامه می‌نویسم که در چه تارنماهایی می‌توانید مرا با هویت واقعی (امیر یحیی آیت‌اللهی) بیابید. چه‌بسا بتوانم اینگونه بگویم که «مخلوق» مرا در دشوارترین سال‌های زندگی‌ام پروراند و «فیس‌بوک» به من یکپارچگی هویت مستعار و هویت شناسنامه‌ای را ارزانی کرد. این اواخر کارم شده بود کپی/پیست یادداشت‌های فیس‌بوک در وبلاگ که خودش به‌تنهایی بدترین تحقیر و خوارداشت برای سرایی بود که سال‌ها به من پناه داده بود و اکنون به جایگاه همسر متروک و پیر و ازکارافتاده سقوط کرده بود. برای همین آن بیهوده‌کاری را بس کردم. دوران وبلاگ‌ها هر چه که بود عجیب‌ترینِ کلِ آناتِ عمر و زندگی من بود و خاطره‌اش هرگز فراموش‌شدنی نیست.

مخلوق: همین‌جاست. همین جا که در آن زاده شدم. شما تنها واپسین یادداشت را در صفحه‌ی نخست می‌بینید (چنانکه رسم چاپ آگهی ترحیم همین است) اما در ستون سمت راست (که کسی به آن نگاه نمی‌کند) کل بایگانی وبلاگ همچنان حی و حاضر است.
فیس‌بوک: بیش‌تر، می‌نویسم و جایگزین واقعی‌تری برای وبلاگ و کارکرد آن است و خوشبختانه نود درصد آدم‌های‌ش هویت رسمی دارند.
اینستاگرام: همانند دیگر آدمیان عکس می‌گذارم اما نه به روش عادی. تا چند ماه خبری ازم نیست و ناگهان بیست عکس و باز تا چند ماه خبری نیست و هلّم جراً.
آکادمیا: مقالاتی را که گاه می‌نویسم در آن بارگذاری می‌کنم تا آسان‌تر در دسترس باشد.
تلگرام: هنوز نمی‌دانم به‌راستی چیست ولی خب مُد شده و چنانکه افتد و دانید از مُد نمی‌توان گریخت.
جاهای دیگر: اگر گاهی کنجکاو شدید به‌راحتی نام مرا به انگلیسی بکاوید بلکه شناسه/پروفایل/صفحه‌ای در آنجا هم داشته باشم.

پس‌نوشت:
این هم آدرس پست الکترونیک رسمی و قطعی و همه‌جایی من است که اگر کسی از تمامی شبکه‌های ریز و درشت اجتماعی دلزده و گریزان بود و خواست حالی بپرسد یا حالی بگیرد یا به‌هرحال کاری داشت، به مقصود نائل شود.
a.yahyaa@gmail.com