ه‍.ش. ۱۳۹۳ فروردین ۱۱, دوشنبه

حذف دیگری

اخلاق (این افعی هزار سر) برای ما آدم‌های امروزی درست جای دین را پر کرده است. اگر در عهد گذشته دین سپر/نقاب خودخواهی‌ها، پسند و ناپسندها و خواسته‌های (تمنیات؟) ما بود، حالا اخلاق با چهره‌ای سکولار و بنیانی به‌ژرفا دینی همان کارکرد را دارد. مقوله‌بندی انسان‌های بخت‌برگشته‌ای که بی‌خبر از همه جا پای‌شان به این جهان هردمبیل و بی‌سامان باز شده در عناوین کلی و حماقت‌باری چون دروغگو/راستگو، وفادار/خائن، خودخواه/ازخودگذشته، پاک/پلید و در نهایت همان فهرست معهود خوب‌ها و بدهای نقش‌بسته بر تخته‌سیاه دبستان هیچ کم از دسته‌بندی‌های مومن/کافر یا اهل یمین/اهل یسار ندارد. نسبیت همزاد همیشگی و جدایی‌ناپذیر هر گونه کنشی است که زیر تیغ احکام اخلاقی می‌رود. هر رفتاری در این وانفسای زمانمند/فانی دست‌کم بین یک فرد و فردی دیگر رخ خواهد داد تا حصار اخلاق بتواند آنرا در بر گیرد. این میان نقش ناظران بیرونی چیست؟ هیچ! البته اگر این دانایی را داشته باشیم که هر موقعیت خطیر اخلاقی روزی جایگاه خودمان خواهد بود و دست‌های از دور بر آتشی پیدا خواهند شد که همانقدر مطلق‌انگارانه و تنزه‌طلبانه ما را داوری کنند.

۲ نظر:

  1. سلام مخلوق جان!
    دیشب یکی پیدا شد و یادم دار که چطور پیوند بزارم تووی وبلاگ.
    وبلاگ شما رو با افتخار، بدون اجازه تون گذاشتم به عنوان پیوند.
    مخلصم. کشانی.
    www.adamekhoshoonat.wordpress.com

    پاسخحذف
  2. دردسر بشر بر روی کره زمین بر خلاف بسیاری از جانداران دیگه در اینه که بشر هر حرکتی بکنه، خواه ناخواه، پیامدهای اخلاقی داره. حالا چه برای خودش، چه برای دیگران. تمام چفت و بستها و گیره هایی که برای کنترل سوائق آدمی تا امروز به دست خود آدمیان ساخته و پرداخته و نص وار قیر اندود شدذه اند، همش برمی گرده به اینکه، انسان را نمی توان « دانست »؛ وگر نه مسائلش را به راحتی میشد حل و فصل کرد. گیر کار در اینه که چطور میشه فضایی آفرید تا هر انسانی بتواند خودش بدون اوامر و منهیات دیگران - از مذهب و دین و قانون وغیره ذالک بگیر تا اخلاق و مورال و چه و چه و چه - به تنهایی فرمانفرما و خویشتنپای وجود خودش باشه بدون آنکه آزارش به دیگران برسه. مسئله ی پیچیده ایه و من گمون نمی کنم که تا بشر بر این کره خاکی میاد و میره، راه حل نسبتا رضایت بخشی برای دهنه زدن به علایق و سوائق و غرایز لجام گسیخته اش بشه پیدا کرد. اصلا منبر به پا کردن و تاکید و قیل و قال مبرم بر عقلانی و منطقی رفتار کردن ابنا بشر- حالا از هر طرفی که می خواد باشه - فقط بر سر اینه که آدم خودش بر خودش فرمانفرما بشه. کاری که جنبه عام پیدا نخواهد کرد و فقط در دامنه ی فرزانگان و رادمنشان و پهلوانان استثنایی می مونه.

    پاسخحذف