ه‍.ش. ۱۳۸۲ آبان ۱, پنجشنبه

مساله شر

پنجشنبه، 1 آبان، 1382

صورت‌بندی ساده مساله "شر":
1. خدا، قادر مطلق است.
۲. خدا، خيرخواه مطلق است.
۳. با اين حال، شر وجود دارد.
اين سه گزاره با يکديگر تنافر دارند، بطوری که با قبول دوتای آنها، نمی‌توانيد سومی را بپذيريد. اما وجود "شر" در جهان، امر مسلمی است. بنابراين، پذيرش وجود خدای قادر و خيرخواه [پذيرش دو گزاره نخست] با وجود "شر" ناسازگار است. البته اين اشکال فقط متوجه کسانی است که آن دو وصف را بنحو مطلق به خدا نسبت دهند و الا اگر قدرت يا خيرخواهی خداوند را مقيد سازند، از اين مشکل نجات می‌يابند (البته به‌قيمت عدول از مبانی "خداشناسی عرفی" ). اما تقييد يکی از آن دو وصف، با معتقدات خداپرستان در تضاد است و سبب ايجاد ناسازگاری در "نظام انديشه توحيدی" خواهد شد. هر پاسخی به "مساله شر" نبايد در ابتدا يا در ادامه‌ی خود، منجر به انکار و رد يکی از دو مقدمه‌ی نخست شود [يعنی کسی که برای حل اين مشکل اقدام می‌کند، از ابتدا آن دو گزاره را پذيرفته است]. برای آنکه تضاد اين سه گزاره با هم وضوح بيش‌تری بيابد، دو مقدمه‌ی ديگر را به آن اضافه می‌کنيم:
الف) "خير" نقطه مقابل "شر" است، بطوری که فرد "خيرخواه" حتی‌المقدور شر را از ميان بر می‌دارد.
ب) توانائی‌های "قادر مطلق" را هيچ حد و مرزی نيست.
لازم به ذکر است که حتی اگر متدينان از اين ادعای خود دست بردارند که "وجود خدا، قابل اثبات عقلی می‌باشد" همچنان با اين مشکل دست به گريبان اند. اساسا "مساله شر" برای اين نيست که بگويد: "دليلی بر وجود خدا نداريم"، بلکه "شر" دليلی است بر عدم وجود خدا. البته اين اشکال تنها متوجه اديانی است که به "خدای متشخص" باور دارند. مانند اديان غربی (يهوديت، مسيحيت و اسلام) و الا "شر" هيچ تضادی با "خدای غيرمتشخص" ندارد. مانند خدائی که در برخی اديان شرقی وجود دارد ( مثل دين بودا ).

۱ نظر:

  1. نويسنده: سوفيست


    يكشنبه، 11 آبان 1382، ساعت 18:25

    برای آريا: اولش يه جواب ديگه نوشته بودم، اما چون ثمری برای ادامه بحث نمی بينم، جواب اول رو پاک کردم و حالا اينطوری می نويسم: ۱. من آرامش خودم رو به اعتقاداتم گره نزدم که اگرکسی آنها را مردود شمرد، آرامشم بر باد برود!!! آشنائی من با تو و (جهانخانه) يک اتفاق مهم و مبارک بود. من از اين بحثها استفاده ميکنم و با روحيات و نگرشهای مختلف آشنا می شوم. خصوصا که روحيه و نگرش تو برای من از همه جالبتره! ۲.شايد کليدی ترين مورد اختلاف من و تو، همين ادعای (تنش فرهنگی) ـ که خود اين عبارت برای من مبهم هست ـ ميان ايرانيان و الله (تصوير خداوند در اسلام) باشه ۳. تعريف تو از دين کاملا شخصی است. من با نظريه (شباهت خانوادگی) ويتگنشتاين، (دين) را تعريف ميکنم و برای همين اسلام را هم يک دين می دانم ۳. با بخش آخر سخنانت کاملا موافقم.اساسا بحثهای(egoistic) عقيم و بی نتيجه هستند.


    E-mail: وارد نشده است


    URL: وارد نشده است
    [حذف]

    نويسنده: Aria


    شنبه، 10 آبان 1382، ساعت 3:43

    ... راستش را بخواهی امير جان. نمی تونم ازت دل بکنم. انسانی هستی که دوستت دارم. ولی خوب يه سری حماقتها نيز داری که نمی خوای قبول کنی. ولی در کل من دوستت دارم. يه مقدار از خودم عصبانی هستم برای اينکه دلم نمی خواست تو را از همون روز اول آزار بدم. ولی قبول کن که تو هم مهمان نواز نبودی دوست نازنين.


    E-mail: وارد نشده است


    URL: http://www.jahankhaneh.blogspot.com/
    [حذف]

    نويسنده: Aria


    پنجشنبه، 8 آبان 1382، ساعت 23:55

    ... امير جان. اومدم از تو خدا حافظی کنم. واقعا متاسفم اگه باعث بر هم زدن آرامشت شدم.من دلم نميخواست که تو درهم ريخته بشی. بهتر و منطقی تره که ما هر کدوم حرف خودمون را بزنيم به جای اينکه درگير بشيم. اونايی که حرفهای تو و مرا می خونند٬ می تونن خودشون داوری کنن. جدا متاسفم که اينطوری تمام شد. دلشاد و خوش باشی. اگه از دست من ناراحت شدي٬ واقعا معذرت ميخوام. قصد آزارت را نداشتم. با مهر تمام آريا. ///.


    E-mail: وارد نشده است


    URL: http://www.jahankhaneh.blogspot.com/
    [حذف]

    نويسنده: Aria


    پنجشنبه، 8 آبان 1382، ساعت 19:25

    ... من اين حرف آخرم است که اين .حا می زنم امير. اگه وقت کردی با نهايت دقت بشين مطالبی را که من در ؛» فرهنگشهر و وبلاگ خودم نوشته ام ؛ خوب بخون. هزار بار به تو گفتم . برای هزار و يکمين بار نيز به تو می گويم و خدا حافطی می کنم. امير عزيز. تو هنوز که هنوزه دوغ را از دوشاب تميز نمی دی. برای اينکه اصلا با فکر کردن بيگانه ای. اسلام، مطلق شرع است و بس و هرگز دين نيست. دين يعنی و.حدان خويشافريده. گاو در اساطير هند، همان مادر است که ايده ی قداست .حان و زندگی از آن ريشه می گيره. اصلا من دليلی نمی بينم که با تو حرف بزنم ديگه. تو معنای هويت را نمی فهمی امير عزيز. ايرانيان هرگز مسلمان نيستند و تو نيز هرگز اسلام را نمی شناسی. اگه ايرانی مسلمون بود؛ آخه آدم مدعی شعور، بس .حرا تنش فرهنگی داره با الله؟. مگه ميشه .حيزی گوهر من باشه و من بر ضد آن رفتار کنم؟. وقت کردی به .حای اين لاطائلات نويسی يه مقدار فکر کن.///.


    E-mail: وارد نشده است


    URL: http://www.jahankhaneh.blogspot.com/
    [حذف]

    نويسنده: سوفيست


    پنجشنبه، 8 آبان 1382، ساعت 18:44

    برای آريا: ای کاش ميفهميدی که من ذره ای علقه و تعصب به دين اسلام ندارم.( گرچه قبلا داشتم!) اما اين چند چهرگی (الله) که قبلا هم بعنوان اشکال به اسلام طرح کردی، آيا مختص به همين دينه؟!!! آيا دينی ميشناسی که انسانهای (خارج از حيطه تدين به خود) را سعادتمند و مورد رحمت پروردگار بداند! کدام دين است که مبتلا به انحصارگرائی نباشد. تمام سخن من اين است که رويکرد تو به اسلام همراه با بدبينی و بغض است. اين (اقتلوا) که تو را ناراحت کرده، دقيقا معادل همان رفتاری است که هندوها با معاندان به دين خود انجام ميدهند. تو در نزد يک هندو، به ساحت گاو ( که البته هندوها گاوپرست نيستند اما گاو را مظهر قدرت خدا می دانند و برايش تقدس قائلند.) جسارت کن، و ببين به چه راحتی خونت را ميريزند!!! پيروان تمام اديان، مبتلا به اين فرامين و رفتارهای خشونت آميز هستند. تو حتی اضطرابها، نا اميدي ها و خصلتهای کاملا انسانی که بر پيامبران عارض می شود را به (روان پريشی) نسبت می دهی!!! حال آنکه پيامبران هم چون انسان بودند، گاه از توجه خدا مايوس می شدند يا دچار ترس، اضطراب و ساير حالات روحی می شدند، حال تفسير اين رفتارها در مورد خاص محمد به (روان پريشی) تا چه حد مقبول و منصفانه است؟!!!! برای من قابل قبول نيست که کسی بگويد: (اسلام، مانيفست قدرت پرستان است.) و بعد هم مدعی شود که اسلام را به خوبی می شناسد!!! من به هيچ دينی التزام ندارم اما از نحوه مواجهه تو با اين دين خاص، در عجبم. در واقع گمان نميکنم که تو بتوانی ادعای (پلوراليست) بودن بکنی(گرچه اين را هم مدعی هستی). تو مبتلا به انحصارگرائی هستی فقط با اين تفاوت که متعلق آن بجای اسلام، آئين زرتشت است. پلوراليستها معتقدند که همه اديان تا حدی از حقيقت بهره مند هستند، اما چگونه در نظر حضرتعالی (مانيفست قدرت پرستان) می تواند حاوی کوچکترين حقيقتی باشد!!!!! از همه اينها که بگذريم، تو اصرار داری که ايرانيان بايد به دين نياکان خود بازگردند. اما من ميگويم که بر فرض که ادله تو بر ضد اسلام درست بود، با اين حال من تعويض دين را احمقانه ترين کار می دانم. هويت ايرانيان با مسلمان بودنشان پيوند خورده و تو نمی توانی اين هويت را از آنان بگيری. راه بهتری وجود دارد و آن اينکه به تدين ايرانيان به اسلام، رنگ آئين زرتشت را بزنی. گو اينکه ايرانيان خود چنين کرده اند و اين زحمت را از دوش تو برداشته اند. به قول داريوش شايگان: (تشيعی که در ميان ايرانيان شکل گرفت، بشدت از آئين زرتشت متاثر بود.)


    E-mail: وارد نشده است


    URL: وارد نشده است
    [حذف]

    نويسنده: Aria


    پنجشنبه، 8 آبان 1382، ساعت 17:26

    ... من اگه مغرورم باشم امير عزيز. حداقل اين شعور را دارم که تفاوتها را بدونم. و غرورم نيز به اين نيروی تميز و تفکيک دادن بازبسته است که گنحشک را هرگز نميگم فناريه. ولی تو اصرار عحيبی داری که گنحشک همون قناريه. زيرا هر دو بر دارند. هر دو کوحولو هستن. و ... متاسفم برات .حدا. تو زمانی ميتونی با ديگری گفت و شنود داشته باشی که قبول کنی اسلام و محمد و ... فقط يه نقطه خارق العاده ريز و ذربينی بر اين هستی بيکران ميباشن و شرط ديالوگ نيز اينه که شمشيرت را با دستهای خودت دفن کنی. موفق باشی دوست عزيز.


    E-mail: وارد نشده است


    URL: http://www.jahankhaneh.blogspot.com/
    [حذف]

    نويسنده: Aria


    پنجشنبه، 8 آبان 1382، ساعت 17:21

    .... امير عزيز. يه بار ديگه حرفهايی را که در باره من نوشته ای خوب مرور کن. اولا نزديک به ۱۴۰۰ سال است که با شمشير و کشتار دارن يه مزخرفاتی به نام اسلام را ميليونا بار تکرار می کنن و .حناب عالی از شنيدن آنها حالت به هم نمی خوره اما اگه من اومدم و گفتم بينديش و مقولات را از يکديگر تفکيک کن، فوری بند يخه ات تنگ ميشه و ارا.حيف می بافی. تو اگه به راستی در باره حرفهای من انديشيده بودی، رک و رادمنشانه بگو ببينم اقتلو يعنی .حی که سراسر قرآن مملو از اونه؟. تو ادعا می کنی ولی تفاوتها را هنوز نمی دونی. الله هرگز سيمرع نيست. همانطور که يهوه نيست همانطور که بدر آسمانی مسيحيت نيست.....


    E-mail: وارد نشده است


    URL: http://www.jahankhaneh.blogspot.com/
    [حذف]

    نويسنده: سوفيست


    پنجشنبه، 8 آبان 1382، ساعت 14:48

    برای آريا: شنيدن اين قبيل حرفها از تو برای من تعجبی نداره. اما از نوشته ات پيداست که بجای پيش بردن بحث در مورد نکات دوم و سوم جواب من، نکته اول آن، آنقدر برای حضرتعالی گران بوده که تمام پاسخت را معطوف به همان مورد اول کرده ای. بکار بردن نسبتهائی مثل: دگم بودن، به لرزه افتادن وعصبانی شدن، فقط مويد سخنان من راجع به تو است. غرور عجيبی در تو وجود داره که مانع ميشه کمی هم به نظرات مخالف خودت توجه کنی. نمونه اش هم همين پاسخ سراسر توهينی که مرقوم فرموده ايد، بدون دادن هيچ جوابی به سخنان من. معمولا کسانی که بيش از همه شعار می دهند، در مقام عمل عاجزند که آن شعارها را حتی در رفتار شخصی خود محقق کنند تا چه رسد به جامعه!!! وبلاگ تو پر است از شعار انديشه، توجه به انديشه های ديگران، مدارا و دهها شعار ديگر. اما آريای حقيقی، همين کسی است که اينجا و در وبلاگ من شخصيت خودش رو به خوبی به نمايش گذاشته است. تو عملا بدنبال تصديق کننده می گردی نه کسی که به نقد نظراتت بپردازه. شک ندارم که اگر برخی توهمات حضرتعالی را تاييد می کردم الان بجای آن القاب، انديشمند و آزاد فکر و ... نثارم می کردی.


    E-mail: وارد نشده است


    URL: وارد نشده است
    [حذف]

    نويسنده: Aria


    دوشنبه، 5 آبان 1382، ساعت 12:20

    ... عصبانيت تو از .حايی ديگه ريشه ميگيره امير عزيز. علتش هم اينه که دوست نداری گوش بکنی به حرف ديگری. در مغزت يه دگمهايی را زورتبان کرده ای بدون استدلال و منطق. بعد وقتی من ميام و سئوال طرح می کنم فوری به لرزه ميفتی و عصبانی ميشی. خدايان مذاهب سامی نيز همينطورند. هيحکس حق نداره از اونا سئوال بکنه زيرا قادر متعالند و مصدر علم مطلق!.


    E-mail: وارد نشده است


    URL: http://www.jahankhaneh.blogspot.com/
    [حذف]

    نويسنده: سوفيست


    يكشنبه، 4 آبان 1382، ساعت 16:55

    برای آريا: ۱. چرا هميشه سعی داری بگی که تو فهميدی و بقيه نفهميدن؟!!! لغت (انديشيدن) آنقدر در ادبيات تو تکراری و تصنعی و شعارگونه است و دائما با غرور به طرف مقابل توصيه ميشه، که کم کم داره حال من رو بهم می زنه!!!! ۲. (خدا) و (خدای مطلق) در يک نگاه، هر دو مفهوم اند. و اينکه تصوير خدا در (اديان سامی) مطلق است نه خودش، کاملا بديهی بوده و منظور نظر من هم جز اين نبود. در واقع مفهوم (خدای مطلق) در اديان ابراهيمی مصداق يافته است. يه جورائی با الفاظ بازی می کنی که فقط مختص خودت هست!!!! ۳. (شر) شر است و در فرهنگهای آسيايی تنها آن را قابل هضم و پذيرش می کنند بطوری که با شر زندگی کنی و از آن ملول هم نباشی.


    E-mail: وارد نشده است


    URL: وارد نشده است
    [حذف]

    نويسنده: سوفيست


    يكشنبه، 4 آبان 1382، ساعت 16:35

    برای ديونسيوس‌: ۱. اگر متدينان می خواهند در تناقض زندگی کنند و پاره ای از منظومه معرفتی شان، پاره ديگر را نقض کند، به خودشان مربوط است. اما از ديد يک انسان نرمال، در تناقض نمی توان زندگی کرد، برای همين هم عمدتا الهی دانان مسيحي( و در حد کمتری يهودی و مسلمان)، در صدد يافتن پاسخی مقبول برای (مساله شر) بوده اند. ۲. خدای متشخص يعنی: الرحمن علی العرش استوی ( در تصويری انسانوار) يعنی: هو علی کل شئ قدير (در تصويری ناانسانوار). تو هرگز چنين خدائی را در اديان شرقی نمي بينی. خدائی که بتوان با او سخن گفت و از او نيازهای خود را خواست(مفهوم دعا). خدائی که با قدرت خويش بتواند در عالم تصرف کند، در اديان شرقی بی معناست.


    E-mail: وارد نشده است


    URL: وارد نشده است
    [حذف]

    نويسنده: سوفيست


    يكشنبه، 4 آبان 1382، ساعت 16:20

    برای ناله: اين خودش يک پاسخ است به (مساله شر). بدين صورت که می گويند: مفاهيم خير و شر متضايف اند. مثل: بالا و پائين. لذا برای اينکه خيری باشد، (شر) هم بايد باشد. اما اين جواب چند اشکال داره: ۱. اگر تضايفی باشد، تنها در مقام تصور و شناخت است نه در مقام وجود. يعنی اگر شر نبود، انسانها وجود خير را تشخيص نمی دادند، نه اينکه خير وجود نداشت. و انجام اين کار برای خدا کاملا ممکن بود و مستلزم هيچ محالی هم نبود. ۲.پذيرش اين تضايف، سبب ايجاد تضاد در ميان صفات الهی و مخدوش شدن تصور عرفی از خداوند است. چون نتيجه اين پاسخ چنين می شود: خدا برای ايجاد خير، بايد مرتکب شر شود. و اين يعنی خدا به معنی طبيعی(خيرخواه) نباشد و بعيد است که متکلمان تن به چنين نتيجه ای بدهند.


    E-mail: وارد نشده است


    URL: وارد نشده است
    [حذف]

    نويسنده: سوفيست


    يكشنبه، 4 آبان 1382، ساعت 16:4

    برای مهدی: بزرگترين شاهد بر اينکه تو (مساله شر) را نفهميدی، همين است که (شر) را مترادف (باطل) و با آن يکی پنداشته ای.


    E-mail: وارد نشده است


    URL: وارد نشده است
    [حذف]

    نويسنده: سوفيست


    يكشنبه، 4 آبان 1382، ساعت 15:59

    برای sepanta : تقسيم اديان به شرقی و غربی بر اساس منطقه جغرافيائی می باشد.


    E-mail: وارد نشده است


    URL: وارد نشده است
    [حذف]

    نويسنده: زهرخند


    شنبه، 3 آبان 1382، ساعت 20:14

    ...آريا جان بابا حالا هر جور ....بالاخره مهمه که چه جور خدائی اثبات ميشه...مهم نيست؟ بعد هم تفکيک صورت از مفهوم در اينجا تضاد مربوطه رو حل نمی کنه ... یا من درست نفهمیدم چی میخوای بگی


    E-mail: zahrkhand@yahoo.com


    URL: ostorlab.persianblog.com
    [حذف]

    نويسنده: Aria


    شنبه، 3 آبان 1382، ساعت 14:31

    .... گردن بشکنه که حرف گوش نمی کنی امير .حان. مطالب ژرف را بايستی با ژرفانديشی بر رسی کرد. بارها از تو خواهش کردم که مفهوم را از تصوير تا می توانی تقکيک کن تا خودت بهتر بتونی بينديشي. با اين ملغمه ای که اين .حا نوشته ای. خلاصه که زکی. اولا خدا يک مفهوم است. اونی که مطلقه تصاوير خدا در مذاهب سامی ( يهوديت مسيحيت اسلام ) می باشه. بعدش هم، دين، سوای مذهب است .حانم. انديشيدن يعنی تفاوتها را قيراط وار نشان دادن عزيزم. مقوله ی شرّ را در يست دوشنبه اشاره ای به ان خواهم کرد. شر هرگز، منفی نيست بويژه در فرهنگهای آسيايی. شرّ، دگرسانی و رويه های انگيزنده ی خدا در روند .حست و .حو و خودگستری اش در کائنات هستند.


    E-mail: وارد نشده است


    URL: http://www.jahankhaneh.blogspot.com/
    [حذف]

    نويسنده: ديونيسوس


    شنبه، 3 آبان 1382، ساعت 13:21

    درود! ... کلامی که شايد از جانب من کمی اعجاب انگيز باشد: شما دوست من در پاراگراف انتهايي کمی تند روی کرده ايد. دينياران منبع خير و شر را يکی می دانند و گستاخانه تضادی را که بدان اشاره کرده ايد می پذيرند. پس شما راه را بديشان در تصديق نبسته ايد. درضمن در اديان بودا و هندو و ... نيز برای کل که منبع خير و شر است شخصيت قائل هستند. گرچه متفاوت. چراکه آنها پديدآمدن هستی را از نيستی می پذيرند. که صفر خالق یک است و یک خالق نيک و بد. شاد باشيد و قوی!


    E-mail: وارد نشده است


    URL: dionysus.persianblog.com
    [حذف]

    نويسنده: ارش


    شنبه، 3 آبان 1382، ساعت 9:18

    سلام.صدها سال است اين نظريه علمی بين متکلمين وجود دارد.ولی بعضی از انها به راحتی طرف مقابل را مرتد ميخواند کصد البته بيشتر ريشه ی سياسی داشته است.بدرود


    E-mail: sarigol20@yahoo.com


    URL: keshtan20.persianblog.com
    [حذف]

    نويسنده: اهورا اشون


    شنبه، 3 آبان 1382، ساعت 8:34

    درود: اين بحث، در مرکز چالش‌های موبدان زرتشتی با مسلمانان در قرون اوليه‌ی اسلامی بوده است. خوب بود که اشاره‌ای به اين موضوع می‌کرديد ... و البته که از يافتن وبلاگ شما،‌ شادمان شدم. کامروا باشيد.


    E-mail: وارد نشده است


    URL: myth.persianblog.com
    [حذف]

    نويسنده: کافر خدا پرست


    شنبه، 3 آبان 1382، ساعت 4:47

    سلام! مطالبت را برای مطالعه سيو کردم...


    E-mail: وارد نشده است


    URL: college.persianblog.com
    [حذف]

    نويسنده: ناله


    جمعه، 2 آبان 1382، ساعت 12:34

    سلام: اگه شري وجود نداشت چگونه واژه هاي مثل خيرخواه مطلق يا قادر مطلق معني ميگرفت؟..پايدار باشيد


    E-mail: nalename@yahoo.com


    URL: nalename.persianblog.com
    [حذف]

    نويسنده: CARLOS


    جمعه، 2 آبان 1382، ساعت 4:38

    درود . نيرويی هست بدون احساسات! بهتر بگويم بدون انگيزش اندامی! آن را خدا می نامم! پايدار باشيدو توانا، پدرود


    E-mail: CARLLOS_CASTANEDA@YAHOO.COM


    URL: 1CARLOS.PERSIANBLOG.COM
    [حذف]

    نويسنده: مهدی


    پنجشنبه، 1 آبان 1382، ساعت 20:29

    سید جوون خدا عزت جدتو زیاد کنه عقل تو رو هم سوره زلزال أيه فمن يعمل رو بخون تا بدونی خیر و شر وجود داره (مخصوصا شر ) قادر مطلق هم با سنت امداد بعضی ها رو تو خیر و شرشون کمک می کنه(تا چشم تو درآد) تا عیارشون معلوم بشه بعد یه منجی (از فک و فامیلهاتون) می فرسته آنوقت جاء الحق و زهق الباطل می شه و باطل (یا همون شر مورد علاقه تو)ریشه اش خشک می شه.چون ان الباطل کان زهوقا شر نابود شدنیه (باریکلا پسر خوب پاشو نمازتو بخون انقدرم فیلم نیا)


    E-mail: وارد نشده است


    URL: وارد نشده است
    [حذف]

    نويسنده: sepanta


    پنجشنبه، 1 آبان 1382، ساعت 17:34

    امير جان اسلام دين غربی هست!!!!؟؟يه بار ديگه اون قسمت رو بخون ..مانند اديان غربی(...).....البته قسمتيش کپی برداری از تورات و انجيل هست اما....راستی ما با اين اوصاف فهميديم خيلی شرررررررريم:))..شاد باشی


    E-mail: وارد نشده است


    URL: shahresokhte.persianblog.com
    [حذف]

    نويسنده: سوفيست


    پنجشنبه، 1 آبان 1382، ساعت 16:31

    برای عمار: خدا در کنار اين دو وصف با همين قيد اطلاقشون، می تونه به ساير صفات هم اتصاف پيدا بکند. اما اين دو وصف که از مهمترين اوصاف الهی اند با وجود شر در جهان جور در نمی آيند. شايد ضعيف ترين برهان برای اثبات وجود خدا همين برهان نظم باشه. تفاوت ميان خاک و انسان قابل تامل هست اما بايد ديد که ما بدنبال اثبات چه جور خدائی هستيم؟ و اين مطلب خيلی مهمه.


    E-mail: وارد نشده است


    URL: وارد نشده است
    [حذف]

    نويسنده: ammar


    پنجشنبه، 1 آبان 1382، ساعت 16:7

    من فکر ميکنم که منظور از کلمه مطلق اين هست که نهايت اون هست..ام درباره اثبات عقلی در باره خدا...من فکر نميگکنم که هيچ اثبات عقلی برای وجود خدا داشته باشيم..فقط ميتونيم با نظم حاضر بر سيستمهای حياتی و يا ختی غير حياتی به يه چيزهايی برسيم..(مشخضن منظورم برهان نظم هست..)البته برهان نظم هم نميتونه دقيقن وجود خدا رو ثابت کنه.... ولی به قول يکی از استادان من (که توی فلسفه خيلی تحقيق کرده) نگرش مهندسی به هستی ما رو به منظور ميرسونه...تفاوت نرم افزاری وتکنولوژی بين خاک و انسان رو نگاه کن..(البته در صورتيکه قبول کرده باشيم انسان از خاک هست) يا مثلن همون تفاوت تکنولوژيکی بين قطعه فلز و يه ماشين تراش....(مثال استادم) .. در واقع اداره و نگهداری سيتمهای مهندسی(شما از من بهتر ميدونی) که سخت تر از ايجاد و درست کردن اون هست...پس با اين نظر مردن خدا هم مردود ميشه.....فکر ميکنم که خيلی حرفها رو با هم ميخوام بگم...اميدوارم خلاصه بودنشون به منظور لطمه نزنه.....سبز باشی


    E-mail: وارد نشده است


    URL: playmaster.persianblog.com
    [حذف]

    نويسنده: ammar


    پنجشنبه، 1 آبان 1382، ساعت 15:58

    سلام دوست خوبم..راستش در مورد سه گزاره اول کلمه مطلق رو تا جايی که من ميدونم به اون منظور اضافه نميکننکه شما ميگی...منظور از مطلق اين نيست که چيزای ديگه هم نداشته باشه....(البته خودت که ميدونی من اهل توجيه نيستم) ولی مثلن نگاه کن ميگيم خدا نيکی مطلق هست...(نميگيم که غير از اين چيز ديگه ای نيست) وهم ميگيم که خدا جبار هست.... و خيلی از چيزای ديگه ...راستش با يه نظر فلسفی که ميگيم که خدا تمامی وجود هست وغير از اين هم چيزی نيست(در نوشته يه موضوع گيچ کننده اين نظريه متافيزيکی رو نوشتم..) پس بايد شامل همه خوبی ها و بديها و خشم ها و محبت ها باشه.اينها همه حالاتی بين ماده هست که در واقع ميگيم که حالتهايی از وجود هست..پس اگه وجود خدا باشه پس اينها رو هم بايد داشته باشه..وگرنه اون منظوری که شما بهش اشاره کردی بعله درسته..نميشه اون سه تا رو با هم قبول کرد.


    E-mail: وارد نشده است


    URL: playmaster.persianblog.com
    [حذف]

    پاسخحذف