ه‍.ش. ۱۳۹۲ مهر ۱۲, جمعه

«یه چیزی بگم؟»

به‌گمان من در رابطه باید از هر کاری که ما را نسبت به طرف مقابل در جایگاه فرد ازخودگذشته،‌ فداکار یا خیلی خوب قرار می‌دهد پرهیز کنیم. قرار گرفتن در چنین جایگاهی به‌مرور ما را از دیگری متوقع و طلبکار خواهد کرد. ازین‌جهت، گفتن گلایه‌ها و آنچه سبب رنجش خاطرمان شده اهمیت حیاتی دارد. پنهان کردن کوچک‌ترین ناخوشایندی موجب خواهد شد که بدون اینکه بخواهیم روزی همین صبر را به‌عنوان لطف ابزار منت‌گذاری قرار دهیم. هرگونه ازخودگذشتگی در روز مبادا جامه‌ی خودخواهی به تن خواهد کرد. برای رعایت دیگری نخست باید خود را رعایت کنیم وگرنه خواستن بی‌چشمداشت او روزی به فروکردن خواستن‌مان در چشمان‌ش می‌انجامد. دادن عذاب وجدان به طرف مقابل برای خطایی که خواسته یا ناخواسته مرتکب شده است بسی اخلاقی‌تر است تا به‌یکباره و بدون هیچ توضیحی یا با نگارش یک مثنوی گلایه و صدور کیفرخواست بلندی از اشتباهات‌ش او را رها کنیم. استثناءً این از مواردی است که زجرکش‌کردن از یکباره‌کشتن به‌مراتب بهتر است. در هر حال، غر زدن و غر شنیدن به سکوت دروغین «همه چی خوبه» برتری تام دارد. سکوت درازمدت اغلب به انفجار ناگهانی ختم خواهد شد.

۱ نظر:

  1. چی هم گفتی!
    نيچه هم اين‌قدر ژرف نرفته بود توش، مخلوق‌جان!
    حظ کردم؛ و اميدوارم اهل «عمل» هم باشم!
    با اجازه‌ت، برم بنقلم، ملنّک، اندر فيس!

    پاسخحذف