ه‍.ش. ۱۳۸۴ بهمن ۲, یکشنبه

آغازی بر یک جدال پوچ

پاسخی برای اين يارو :
جناب سعيد درهمی يا دوزاری!
دينداری چيزی نيست جز تحفظ و إلتزام به متن مقدس و اگر در نظر سروش متن مقدس عارضی است و تمام اهميت برای Context و زمينه‌ی نزول آن است که آنهم می‌توانست کاملا بگونه‌ای ديگر باشد و هيچ ضرورتی برای ساختار و بودش کنونی آن وجود نداشته آنچنانکه فرآورده‌ی تجربه‌ی دينی محمد به‌جای "معاد" می‌توانست "تناسخ" باشد، بايد پرسيد که همان به‌تعبير سروش ذاتيات دين، ديگر چه أصالتی خواهد داشت؟
مضافا بر اينکه چه کسی گفته است باور به خدا يا زندگی پس از مرگ (ذاتيات دين نزد سروش) به‌معنی اعتقاد به اسلام است؟! هر انسان لائيکی هم - که به هيچ متن مقدسی التزام ندارد - می‌تواند به ايندو معتقد باشد و در عين حال لائيک باقی بماند. نمونه‌ی حی و حاضرش هم "نيکلای والترستورف" از فحول جريان "معرفت شناسی اصلاح شده" (Reformed Epistemology) که يک
لائيک غير مسيحی است و در عين حال باورمند به خدا و زندگی پس از مرگ.
يکی از ساده‌انديشی‌های روشنفکری دينی آن است که گمان می‌کند هرمنوتيک علم بی در و پيکری ست و می‌توان هر معنائی را از دل الفاظ متن بيرون کشيد و مثلا برای دفاع از "پلوراليزم دينی" (آنهم با تقریر مبهم و مغشوش سروش از آن) می‌توان به آيه‌ی "إنک لمن المرسلين علی صراط مستقيم" شاهد آورد، چنانکه سروش کرد. استدلال به اينکه "صراط" به سياق نکره ذکر شده و بنابراين مفيد عدم تعين است، در حالی که در قرآن صريحا عبارت " إهدنا الصراط المستقيم" آمده و گفته شده هر آن کس که دينی جز اسلام بپذيرد از او قبول نخواهد شد، نشانه‌ی ميزان دقت و روش‌مندی سروش در تفسير و فهم قرآن است. اينگونه مواجهه با "متن مقدس" چيزی جز عوام‌فريبی نيست.
در ضمن، بين اين چند نفری که در ابتدای افاضاتت ذکر خيرشان را کردی، "محمد رضا نيکفر" با بقيه تومنی دوزار تفاوتش هست. اما حيف که در تو ميل شديدی هست به يک کاسه کردن همه کس و همه چيز.
درباره‌ی لحن چاروادارانه‌ی نوشته‌هايت هم بايد بگويم خوب اين بر می‌گرده به همون طبع لايتغير پديده‌هائی چون تو و با سابقه‌ای هم که از بحث‌های تو با دخوی خودمان و خصوصا دکتر فنائی دارم، پيشنهاد مشفقانه‌ام اين است که يه کم به‌جای نثار انواع فحش و فضيحت به اين و اون و به‌کارگيری سخاوتمندانه‌ی لغات در معانی گوناگون و مبهم، بری ياد بگيری که چطور می‌شه شسته رفته و بدون روده‌درازی و طعن و لعن و توهين، حرفت رو بزنی و حرف‌های ديگران رو (هگلی باشد يا غيرهگلی) نقد کنی.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر